نسیم رضوی، بهانه معصومه شدن

فقط چند ساعت از آمدنش می‌گذرد ، همه برای رسیدنش چشم‌انتظاری کشیده‌اند و برای سالم بودنش نگران!!!!
دومین فرزند خانواده است، لحظه‌ای که مادر چشمش به چهره دخترش می‌افتد نگرانی‌اش صدچندان می‌شود
بیماری زردی نوزاد بشدت مادر را مضطرب و ناراحت کرده است، از طرفی دیگر در زایشگاه ولوله‌ای به پا شده، اما مادر چشم از فرزندش که تحت مراقبت است برنمی‌دارد، ناخداگاه نگاه مادر به سمت جمعیت می‌رود و خیره می‌شود چند لحظه‌ای می‌گذرد تا متوجه ماجرا شود کسانی که در زایشگاه هستند برایش از آخرین سفری که به حرم امام رضا علیه‌السلام داشته‌اند می‏گویند و خدام حرم حضرت رضا ع با لباده‏های مشکی بلند، پرچم سبزرنگ گنبد بارگاه اسمانی را به سمت مادر و فرزندش می‌آورند، کمی برایش غیرطبیعی به نظر می‌رسد اما با دیدن پرچم حال دلش بارانی می‌شود.
یکی از خدام کودک را در آغوش می‌گیرد و نام دختر را از مادر سؤال می‌کند، مادر به‌قدری درگیر بیماری کودکش شده است که از اسم‏گذاری دخترش فراموش کرده و منتظر مانده تا همسرش از سفر برگردد تا باهم برای دخترشان اسم انتخاب کنند.
یکی از خدام ایام دهه کرامت را به مادر تبریک می‌گوید در همین لحظه مادر چشمش به پرچم می‌افتد و دلش می‌لرزد و به نیت بهبودی حال دخترش و لطف و کرامت امام رضا که توفیق زیارت پرچم را در ساعت‌های اولیه عمر فرزندش نصیب کرده در دلش نام دخترش را انتخاب می‌کند و باافتخار به خدام اسم دخترش را معصومه اعلام می‌کند.
روحانی کاروان، دختر را در آغوش می‌گیرد و در گوشش اذان می‌گوید و در همین حین یکی دیگر از خدام صورت نوزاد را بر پرچم تبرک می‌کند.
زایشگاه حال و هوای خاصی پیداکرده، همه خوشحال هستند و میان اشک می‌خندند و غرق در عطر و شمیم رضوی هستند
با مادر معصومه درباره حس و حالش که صحبت می‌کنیم که می‌گوید: من و همسرم در زندگی همیشه به اهل‌بیت علیهم‌السلام ارادت ویژه داشتیم اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم که لطف و نگاه امام رضا علیه‌السلام این‌طور شامل زندگی ما و دخترمان شود، وقتی‌که پرچم را آوردند من اصلاً باور نمی‌کردم ولی با دیدن پرچم دلم لرزید و دخترم را به امام رضا علیه‌السلام سپردم.
مادر می‌گوید: من و شوهرم در طول نه ماه حاملگی برای اسم دخترمان به نتیجه‏ای نرسیده بودیم، اما امام مهربانی‌ها ع این توفیق را در روز ولادت خواهرش به ما داد و با فرستادن نشان حرمش پرچم بارگاه اسمانی آش اسم دخترمان معصومه شد.
وقتی از او می‌پرسم که برای تصمیم اسم دخترش مطمئن است می‌گوید: ما تصمیم گرفته بودیم اسم دخترمان را هم مانند اسم پسرمان که امیرمحمد گذاشتیم یکی از اسامی اهل‌بیت علیهم‌السلام انتخاب کنیم و حالا اسمش را در شناسنامه‌اش معصومه ثبت کردیم و تا آخر عمر هم با همین نام او را صدا می‌کنیم و این را لطفی بزرگ از امام رضا علیه‌السلام و خواهرش در زندگی دخترمان میدانیم.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

الگوی امنیتی *